ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51
ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51
شاید خندهدار باشه اما امروز یه لحظه فک کردم الف رو دیدم.
بعد از یک سال و دو سه ماه
ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51
ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51
یادم نیست کجا بودیم اما تو با خواهرت دعوا کردی و اون آروم آروم گریه کرد. دستشو گرفتم و گفتم عزیز دلم الف منظوری نداشت. ناراحت نشو. اون در عین سادگی و کودکی بهم گفت من بخاطر حرف الف گریه نمیکنم. دلم برای گربهم تنگ شده.
ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51
توی یه مرحله ای از بازی ام. جونم تهشه. دارم سعی میکنم این غول رو شکست بدم و برم مرحله بعدی.
ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51

حالا.....من در آستانهی ۲۶ سالگی

ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51
خدایی که تویی بندهای ک من
راستیتش خیلی وقته خسته شدم اما همش سعی میکنم قوی باشم و خودمو نبازم. یه آیه خوندم ک مضمونش این بود ک خدا از راز دلتون خبر داره. گفتم با خودم ک: اگه خدا خودش میدونه پس غصه واسه چیه؟ خودش لحظه ی آخر دستتو میگیره مث همیشه.
فقط حواست هس ک من توی لحظه های آخرمم؟
ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51
ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51